صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 46

موضوع: کافه تلخ نویسی بچه های انجمن

  1. Top | #1


    عنوان کاربر
    مدیر انجمن ادبیات و ســفره خانه سرگرمـی
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضویت
    1401
    نوشته ها
    670
    تشکر
    1,481
    تشکر شده 1,430 بار در 603 ارسال

    پیش فرض کافه تلخ نویسی بچه های انجمن


    سلام

    این کافه -تایپیک- تلخ نویسیه
    که درعین تلخی میتونه
    لحظات ارومی رو برامون رقم بزنه


    قوانین این تاپیک:


    1:بیش از سه پست در روز نباشه
    2:تکست گرافی ممنوع
    3:اگه اثر از خود شماست اخر متن با امضا ==نوشتن اسم کاربری یا هنری خودتون === اون متن رو متمایز کنید.






    ویرایش توسط !!!hisss : 06-01-2016 در ساعت 12:28 PM دلیل: طراحی استایل اول

  2. 13 کاربر مقابل از !!!hisss عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  3. Top | #2


    عنوان کاربر
    مدیر انجمن ادبیات و ســفره خانه سرگرمـی
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضویت
    1401
    نوشته ها
    670
    تشکر
    1,481
    تشکر شده 1,430 بار در 603 ارسال

    پیش فرض

    گاهیـــــــــــــــ



    هیچ کسی جز قلم. در دست
    حس ادم رو نمی فهمه
    گاهی هیچ چیزی جز کاغذ
    با خط و عشقت خو نمیگیره
    قلم و کاغذ اینک ارام و خاموش اند ......
    ویرانه حالی که جوهر نمی فهمد .....

  4. 7 کاربر مقابل از !!!hisss عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  5. Top | #3


    عنوان کاربر
    کاربر فعال انجمن برنامه نویسی
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضویت
    1440
    نوشته ها
    143
    تشکر
    383
    تشکر شده 345 بار در 138 ارسال

    پیش فرض

    در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما

    همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
    امضای ایشان
    ​SINCERELY KOSAR

  6. 7 کاربر مقابل از kosar995 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  7. Top | #4


    عنوان کاربر
    kia hamedi
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    443
    نوشته ها
    1,127
    تشکر
    2,421
    تشکر شده 2,385 بار در 1,006 ارسال

    پیش فرض

    یادمه شب اولی که میخواستیم باهم حرف بزنیم خیلی هیجان داشتم قلبم خیلی تند میزد حس خیلی نابی داشتم حرف هام رو آماده کرده بودم که دونه دونه براش بنویسم خیلی ذوق داشتم بدونم چه شخصیتی داره تا اینکه وقتش رسید با کلی ذوق و هیجان بهش سلام کردم اونم با گرمی جوابم رو داد تو دلم خیلی خوشحال بودم انگار تو همین حرف اول حسی بین ما به وجود اومده بود. یادمه اون شب اصلا خوابم نبرد همش دوست داشتم زود آفتاب بیرون بیاد بتونم دوباره باهاش حرف بزنم اون شب با کلی خوشحالی و آرامش خوابم برد و صبح زود بیدار شدم گوشیم رو برداشتم میخواستم اول من بهش صبح بخیر بگم خوشحالش کنم یادمه خیلی خوشحال شده بود دلم خیلی برای اون روزا تنگ شده برای روزایی که برای خیلیا که دلیلی برای شاد بودن ندارن هر روزش مثل یک سال باشه اما برای من هر سالش مثل یه روز زود تموم میشه کاش زندگی دکمه برگشت داشت و میتونستم به عقب برگردم به روزای خوبی که گذشتن به روزایی که با اون سپری کردم به لحظه هایی که ناراحت بودم و اون با وجودش منو آروم میکرد به روزایی که دستمو محکم تو دستای گرمش میگرفت امشب دلم خیلی گرفته امشب تولد کسیه که قلبم باهاش پیوند خورده کاش زندگی جور دیگه رقم میخورد کاش زمونه باعث جدایی ما نمیشد دلم خیلی برای لبخندش شیطونیاش اخماش تنگ شده

    (خیلی دوست دارم تولدت مبارک)
    ویرایش توسط SHENGO : 10-13-2015 در ساعت 11:48 PM
    امضای ایشان
    چنین کارهایی را با جسارت انجام میدهم تا مرد شوم،آن کس که جسارت نمی کند نامی ندارد

    kiahamedi.ir



  8. 7 کاربر مقابل از SHENGO عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  9. Top | #5


    عنوان کاربر
    مدیر انجمن ادبیات و ســفره خانه سرگرمـی
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضویت
    1401
    نوشته ها
    670
    تشکر
    1,481
    تشکر شده 1,430 بار در 603 ارسال

    پیش فرض

    درد ها کم نیستن
    بعضیاشون حتی سنگین تر از حجم روح هستن
    یه جور خاصی نمیشه تحملشون کرد
    یه جور خاصی فقط یه چیز باعث جدا شدن از اون درد میشه
    یه واژه که از قضا خیلی ترسناکه
    مرگ
    کاش یکم بهم لطف می کرد
    کاش یه بار می شد اتفاق شیرین زندگیم
    .
    فقط رها شدن........
    همین
    .........

  10. 6 کاربر مقابل از !!!hisss عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  11. Top | #6


    عنوان کاربر
    مدیر انجمن ادبیات و ســفره خانه سرگرمـی
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضویت
    1401
    نوشته ها
    670
    تشکر
    1,481
    تشکر شده 1,430 بار در 603 ارسال

    پیش فرض

    من تنهام
    دلم تنها تر از من
    و تنهایی میاد اوقات تنهاییشو
    با من میگذرونه

  12. 6 کاربر مقابل از !!!hisss عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  13. Top | #7


    عنوان کاربر
    مدیر انجمن ادبیات و ســفره خانه سرگرمـی
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضویت
    1401
    نوشته ها
    670
    تشکر
    1,481
    تشکر شده 1,430 بار در 603 ارسال

    پیش فرض

    صدای همهمه ی باد گوشم را پر کرده است
    فریادم را میان نفیره زوزه کشش رها می کنم
    شاید دست گاه لرزه نگار
    پِی به سونامی درونم بُرد

  14. 5 کاربر مقابل از !!!hisss عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  15. Top | #8


    عنوان کاربر
    Everything Is Possible
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    27
    نوشته ها
    438
    تشکر
    2,121
    تشکر شده 1,494 بار در 506 ارسال

    پیش فرض

    نوشته های تلخ احساس و ذهنه ادمو هم تلخ میکنه..چرا حالا تلخ نویسی؟! دل نوشته بهتر نبود؟



    همه پلهای پشت سرم را

    خراب کردم...

    از عمد!!

    راه اشتباه را نباید برگشت . . .
    ویرایش توسط !!!hisss : 07-22-2016 در ساعت 03:49 PM
    امضای ایشان

  16. 5 کاربر مقابل از Iman-Emperatour عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  17. Top | #9


    عنوان کاربر
    مدیر انجمن ادبیات و ســفره خانه سرگرمـی
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضویت
    1401
    نوشته ها
    670
    تشکر
    1,481
    تشکر شده 1,430 بار در 603 ارسال

    پیش فرض

    کامم را به نه به تلخی معجون گرم و غلیظ می دوزم و نه به مستی و خماری درد ناکش
    گاهی
    فقط
    یاد اوری غم های زمانه
    درد های مخفی و قلب کدر شده از زخم روزگار
    همه ی عمر مانده ام را
    در خود فرو می برد
    تلخ می شوم که دل خوش
    به اندک لبخند ها و رو نشان دادن های زود گذر و فانی نباشم
    هنوز
    طعم تلخ شکلات کودکی هایم
    زیر زبانم است
    عجیب است که گاهی
    هیچ چیزی چون رنگ تلخی ها و سیا ه و خاکستری های اطرافم
    لبخند به لبم
    نمی اورد

    امان از انسان

    امان



  18. 5 کاربر مقابل از !!!hisss عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  19. Top | #10


    عنوان کاربر
    مدیر انجمن ادبیات و ســفره خانه سرگرمـی
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضویت
    1401
    نوشته ها
    670
    تشکر
    1,481
    تشکر شده 1,430 بار در 603 ارسال

    پیش فرض

    خسته ام
    ان قدر خسته و خواب
    که حتی لحظه ای پلک های عطش ناکم
    حس حرکتی کوتاه برای غرق شدن در بی خبری را ندارند
    ان قدر اراده ام ناتوان شده
    که هرلحظه در بی ارادگی و جبر غوطه ور است
    ازمیان اعماق کویر سوزان اندیشه ام
    روحی خسته و کبود
    تمام حیاتش را خرج چاهی میکند
    که شاید روزی
    آه از آن جاری شود
    چشم میبندم
    سکرات مرگِ خاموشِ وجدان
    بیدارم می کند.
    و من

    همچنان تشنه ی مرگِ خواب
    ازهمه قال و بیداری
    همچنان سیراب





    _____

    آه===مخفف کلمه ی الله


  20. 4 کاربر مقابل از !!!hisss عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
فرم عضویت در خبرنامه ایمیلی و پیامکی انجمن

با عضویت در خبرنامه ایمیلی و پیامکی انجمن میتوانید از اخرین اخبار و اطلاعیه های انجمن بیش از همه خبردار شوید !

© تمامی حقوق برای انجمن های تخصصی دکتر پی سی محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد